الشيخ محمد الصادقي الطهراني
52
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
است ، و اين « بلوغ » عقلى و معرفتى است ، و سپس « بلوغ بدنى » براى روزه و مانند آن ، و بعد بلوغ ازدواج ، و آنگاه بلوغ اقتصادى در ابعاد گوناگونش ، كه همگى از مصاديق آيهى فوق مىباشند . « 1 » ميانگين نخستين مرحلهى بلوغ در خانوادههاى مسلمان - براى نماز - حدود ده سال است ، چه براى پسر و چه دختر ، و مرحلهى بعد كه « بلوغ » براى روزه است ، در حدود سيزده سالگى است ، كه اگر بنيهى بدنى پسر ، بيشتر از دختر نباشد كمتر نيست ، پس چرا بهنام « دين » دختر بايد شش سال پيشتر از پسر براى روزه مكلّف باشد ، حتّى روايات زيادى هم همين سيزده سال را براى دختر و پسر مقرر كرده ، و براى نماز هر دو نيز سه سال پيش از آن را تعيين كرده است ، كه همين ميانگينِ هر دو بلوغ است ، گرچه استثناهايى هم براى هر دو در تكليف نماز ، روزه و بعضى از احكام وجود دارد ، كه برحسب اختلافِ امكانات و استعدادات پيش مىآيد . و بالاخره هرگاه براى « بالغ » روزه حرجى نداشت واجب ، و در صورت ضرر حرام است ، ولى اگر « حرج » داشت واجب نيست ، كه تمامى نيروى خود را مصرف كند ، و طاقتش طاق شود ، چه از جهت ضعف بُنيه باشد و يا كمى سن ، و تعيين سيزدهسالگى براى روزه قاعده و ميانگينى بيش نيست ، و نه آنكه صددرصد باشد ، چنان كه در دهسالگى نماز نيز چنين است . در زناشويى ، بلوغِ دختر پيش از پسر است ، ولى در امور اقتصادى بلوغ پسر پيش از دختر ، و بهطور كلى بلوغ اقتصادى هر دو پيش از رشد كامل اقتصادى است ، يعنى مادامى كه سفيه نباشند در امور مالى بالغند ،
--> ( 1 ) - در توضيحالمسائل نوين مورد بحثى مفصل است .